چرا خودم را یک دیجیتال مارکتر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانم؟

از سال ۸۹ که بطور جدی وارد فضای کاری و حرفه‌ای شدم، علاقمند بودم که با استفاده از مباحث بازاریابی که در دانشگاه یاد گرفته بودیم، دانش تئوری‌ام را به کاربردی تبدیل کنم. کار حرفه‌ای من از “همینا” شروع شد که فضایی برای خرید و فروش کالاهای نو و دست‌دوم از طریق بستر فضای مجازی بود. استفاده از ابزارهای بازاریابی برای یک کسب و کار اینترنتی می‌طلبید که عمده تمرکز خودمان را بر روی همین فضا بگذاریم و با روش‌ها و ابزارهایی آشنا شویم که مطلقا چیزی از آنها در دانشگاه به ما یاد نداده بودند و همین باعث شد که نهایتا پس از گذشت حدود ۸ سال حالا خودم را یک دیجیتال مارکتر بدانم.

بازاریابی دیجیتال چیست؟

ابزارهای آنالیز وب‌سایت، بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو، حضور در شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوا و بسیاری موارد دیگر، آموخته‌هایی بودند که بدست آوردن آنها را فقط و فقط مدیون کار و کسب تجربه در این حوزه می‌دانم. بنابراین من قبل از اینکه یک دیجیتال مارکتر باشم، یک دانشجوی سال سومی رشته مدیریت بازرگانی بودم که مجبور شدم علم بازاریابی را در فضای دیجیتال پیاده‌سازی و اجرا کنم.
حالا اگر کسی از من بخواهد دیجیتال مارکتینگ یا بازاریابی دیجیتال را برایش تعریف کنم، باتوجه به تجربه‌ای که به دست آوردم خواهم گفت:
بازاریابی بر بستر دیجیتال یعنی اینترنت، تلفن‌های همراه، ایمیل، پیامک و مانند اینها همان بازاریابی دیجیتال است که روزبه‌روز بودجه و سهم آن در مقایسه با بازاریابی سنتی در شرکت‌ها در حال افزایش است.

تفاوت بازاریابی دیجیتال با بازاریابی سنتی

خوب به یاد دارم که ما در ابتدای کار در همینا از روش‌های سنتی مانند چاپ و پخش تراکت، پوستر و بروشور هم استفاده می‌کردیم اما خیلی زود از این روش‌ها دست کشیدیم و تمرکزمان را روی فضای دیجیتال گذاشتیم. دلایل ما برای این کار برمی‌گردد به تفاوت‌های اصلی بین بازاریابی دیجیتال و بازاریابی سنتی.

  • در روش‌های سنتی امکان سنجش اثرگذاری تبلیغات را نداشتیم (مگر اینکه می‌رفتیم و از تک‌تک کسانی که به آنها بروشور داده بودیم می‌پرسیدیم که آیا وارد سایت ما شدند یا نه ؛) )
  • بودجه‌ای که باید صرف بازاریابی سنتی می‌کردیم، به نسبت بیشتر از بازاریابی در فضای دیجیتال بود (خب ما هم که دانشجو بودیم و بی‌پول)
  • مشتریانی که می‌توانستیم از طریق بازاریابی دیجیتال به دست بیاوریم به مراتب به مشتریان هدف ما نزدیک‌تر بودند (در بازاریابی سنتی مجبور بودیم ابتدا افراد را به استفاده از اینترنت ترغیب کنیم)
    حالا چند سال است که این مفهوم به خوبی در ایران هم جا افتاده است اما واقعیت اینست که برای خودِ من خیلی طول کشید تا بتوانم بگویم من یک دیجیتال مارکتر هستم!

چطور می‌توانیم به یک دیجیتال مارکتر موفق تبدیل شویم؟

بیشتر از اینکه بندِ عناوین و القاب مختلف شویم، بهتر است کار کردن در این حوزه را یاد بگیریم. کلاس‌ها، مقالات و دوره‌های مختلف آموزشی کمک شایانی در یادگیری این حرفه به ما می‌کنند اما فراموش نکنیم کار کردن در فضای حرفه‌ای بهترین آکادمی آموزشی است که می‌تواند در کنار یادگیری مباحث تئوری ما را به یک دیجیتال مارکتر حرفه‌ای تبدیل کند.

حرف آخر

دنیای بازاریابی همیشه برای من بسیار جذاب بوده و زمانی که آن را در فضای دیجیتال تجربه کردم نه تنها چیزی از جذابیت آن برای من کاسته نشد، بلکه امروز بیشتر از هر زمان دیگری خوشحال هستم که این راه را انتخاب کردم. اگر به هر دلیلی این فضا را دوست ندارید به خودتان و بقیه خیانت نکنید و به فکر شغل دیگری باشید…

دیدگاه‌ها

  1. بازتاب: آیا صدف بیوتی موفق‌ترین اینفلوئنسر ایرانی است؟ - زینب جم - یادداشت‌های یک دیجیتال مارکتر

  2. مینو

    سلام خوبین خانم جم من از کاربران قدیم همینا هستم. بعد از اشنایی با دیوار مدتی از همینا فاصله گرفتم و زمانی که برگشتم دیگه نبود. اما ایسام همچنان فعاله. شما چرا جمع کردید

    1. نوشته
      نویسنده
      jam

      سلام خانم مینو
      وقت بخیر
      خیلی خوشحالم که یکی از کابران قدیمی همینا رو اینجا میبینم. بستن سایت همینا دلایل زیادی داشت که قطعا یکی از مهمترین آنها مشکلات اقتصادی بود. باز هم ممنونم از شما که همچنان به یاد ما هستید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *